دو ساعت داستان نویسی نویسنده را کاملا از پای می اندازد. چرا که در آن دو ساعت او در مکان های مختلف با آدم هایی کاملا متفاوت بوده است.
برای آن که. . . برای آن که کفشی به پا کند، دخترک روح اش را فروخت، اما ،چه خنده آور است، خدایا! منی که همانند آن فرومایه، فریبکارانه اندیشه ام را می فروشم سربلند ومغرور می بالم که نویسنده ام.