Noctis
Part¹ :
شب سردی بود؛ همون شبا که باد انگار داره رازهای مرده رو تو کوچههای خیس پخش میکنه.
تو، با هودیِ مشکی و نگاه سردت، میرفتی جلو آروم، سنگین بدون اینکه به کسی حتی نیمنگاه کنی.
صدای قدمات خیس آسفالتو میبُرید،
و بوی خونِ قدیمی از لابهلای هوا...