دلنوشته های پرویز تنها Parviz Tanha سپهر بر شده پرویزنیست خون افشان که ریزهاش سر کَسری و تاجِ پرویز است عراق و فارس گرفتی به شعرِ خوش حافظ بیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است