آن کبوتر که به مهمانی باز آمده بود جَلوَتی بود که از خلوتِ راز آمده بود این همه حُسنِ خدایی این همه نقش و نگار پرتره زینت عشق بود چه ناز آمده بود بُتِ شیداییِ دی بود کنون با دف و نی در کَفَش ساغر و می زمزمه ساز آمده...