جان آمدی ورفتی برجان ما نشستی یک دم جوان با تو این جان خسته ما از جان تو برآمد نیم جان ما به جانت حالی که سر خوش و مست از جان تو بدیم ما آخر چرا گذاشتی رفتی و برنگشتی