چشم و ابرو که نیست، محراب است! ما ز عشق بیتاب و یار در خواب است
دل میکنم به خاطر تو از دیار خویش ای که خاطرت خوشتر از خاطرات من!:)
کی میرسم به لحظه ی در بر کشیدنت ای از شروعِ صبحِ ازل انتخاب من