متن تک بیت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تک بیت
با تو از گردشِ ایام مرا باکی نیست
آمدی، آمدَنَت پاقَدَمِ پاییز است
شده حیران سحر باشی و هی شب باشد؟
ره صحرا بروی یار به منزلگه دیگر باشد؟
گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن؛ آنچنان جای تو خالیست صدا میپیچد
نترسم که با دیگری خو کنی
تو با ما چه کردی که با او کنی
دل رفت و تو رفتی و جوانی
ای کاش،
به
هنگام وداع ام تو بیایی.
بی عشق ، جهان تندیس سنگ است
بی عشق ، دنیا ، تماشای درنگ است
صدیقه جُر
با شاعری کلکل مکن، با یک غزل رامت کند
با یک غزل ساقی شود، مست و غزلخوانت کند
من به لجبازیِ این ثانیهها مشکوکم
که خلافِ جهتِ آمدنت میچرخند
چشم چرخاندنم ، نگاهم در نگاهش گیر کرد؛
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد
واکن گره از روسریِ توری ات ، ای ماه!
گیسوی تو صد سلسه طومارِ جنون است
جنگ با تقدیر کردم حاصلش شد خستگی
روی زشتِ زندگانی با عمل زیبا نشد
زمانی که قلبم در آشوب است
به یاد تو حال دلم خوب است
دوستت میدارم و هرگز نمیگویم به تو
من نمیخواهم تو را از اعتدال خارج کنم
حکم تقدیر چنین بود که در دفتر عشق
سهم ما را زِ جهان ، حسرت دیدار کُند... 💔
قسمت اگر هست که سوزد مرا
عشق تو، خاکستر آن بیش باد
غافل کند از کوتهی عمر شکایت
شب در نظر مردم بیدار بلندست
نام تو دروازه جود و سخاست
خواستن تنها به پیش تو رواست
با من چه کردی این چنین دریای آشوبم
در جامِ جانم زهر ریزی، چون عسل نوشم