دلم دیگر ز دست غم تکیده
به جای اشک ز دیده خون چکیده
محبت گشته آهویِ رمیده
سگِ دل بی امان سویش دویده
ندارد این دلم تاب جدایی
محبت را کنم دائم گدایی
سگ دل را بگو آرام گیرد
زبان واقِ خود در کام گیرد
سگ دل گَر نشیند با...
در حال بارگذاری...