در کوچه های خاطرات پرسه...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

در کوچه های خاطرات ، پرسه می زنم

می رسم به تو .....

تو در تک تک خاطرات من حک شدی

نقش رخ مردانه ات ، قد و بالای بلندت ، صدای گرمت

مگر از یادم می رود ؟؟!!!

سینه ام سنگین می شود ، بغض راه نفسم را

می گیرد .

سالهاست که نیستی ، ندارمت ، ولی هنوز به

نبودنت عادت نکرده ام !!!!

پدرم ، بابا جان یادت بی تابم می کند

دلم هوایت را کرده ، هوای آغوش امن و کلام

پر مهرت را کرده

ای روزگار ، ای روزگار نامراد، با من چه کردی ؟؟

از چه عزیزم را گرفتی و مرا اینگونه پریشان و

ماتم زده رها کردی ؟؟!!!

ZibaMatn.IR
Sbm1359._
ارسال شده توسط
ارسال متن