"خزانِ عاطفه" "بیحسشدگان را چه غم از خنجرِ بعدی؟" آن را که تو کشتی؟ نکند شِکوه زِ دردی از بس که به هر زخم، دلم مرگِ خود آموخت دیگر نتوان یافت زِ من شوقِ نبردی یک عمر به لبخندِ رفیقان دلِ خود باخت آخر چه بمانَد ز وفا، جز دَمِ...