"پژواک سکوت" دل گیرم از دنیا،در آه وفغانم از زخم کهنه ی، افتاده به جانم می کِشد درد، بر تنم شلاق در میان غربت و خلوت اتاق یارم آرام خفت،در آغوش خاک خورشید عمرم ، سرد و غمناک فرو ریخت آن کوه بلند آرزو سبک شد سوی دگر،کفهٔ ترازو درسرم...