درد،آینه تکرارِ همان زخمی است که در چشمِ تو به شکستن میکشاندم و یک کشور با انکه اخطارم کردند باز از لبهیِ پرتگاه نگاهت فرو افتادم چون بهمنان ویران گر ام یا آباد گر دسترنج تو،ام