غم در خانهام نشسته جانا چشم از راهِ تو نَشُستم اما همچون قایقی شکسته در موج گم گشتم در این شبِ طوفان زا دریای نگاه تو مرا برد تا عمقِ جنون و بیقراری هر ثانیه در دلم درخشید امیدِ زلالِ یادگاری تو رفتی و بعدِ تو جهانم تاریک و پر...