غم در خانه ام نشسته جانا...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار محمد خوش بین
- غم در خانه ام نشسته جانا...
غم در خانهام نشسته جانا
چشم از راهِ تو نَشُستم اما
همچون قایقی شکسته در موج
گم گشتم در این شبِ طوفان زا
دریای نگاه تو مرا برد
تا عمقِ جنون و بیقراری
هر ثانیه در دلم درخشید
امیدِ زلالِ یادگاری
تو رفتی و بعدِ تو جهانم
تاریک و پر از سکوتِ سرد است
این باران که بر تنم ببارد
شاهد بر این همه هجومِ درد است
حتی اگر این مسیرِ مبهم
پایانِ خوشی به خود نبیند
بگذار که تا همیشه قلبم
تنها به امید تو تپیدن، گیرد...
من در تبِ این جنونِ ممتد
با یادِ تو زندگی نمودم
هر چند ز یادِ تو برفتم
من جز تو به یادِ کس نبودم.
باران زده بر مزارِ قلبم
باران که پیامآورِ عشق است
این جانِ به لب رسیده، انگار
در حسرتِ بال و پرِ عشق است
من میروم و پس از من این شهر
عطرِ من و نامِ تو را دارد
هر جا که دلی ز غصه لرزید
شعرِ من و یادِ تو ببارد...