متن جملات زیبا
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات جملات زیبا
اگر تردید داری عقیده ات درست است یا نه
ببین که باید از آن دفاع کنی یا خیر
آنچه درست باشد هیچ نیازی به دفاع ندارد
بابک حادثه
عاشق کسی است که همه عمر آماده باشد
چرا که هیچ معشوقی راز دیدار را فاش
نمی کند ....بابک حادثه
آمدی مُردم از عشق تو
بودی مُردم از ناز تو
رفتی مُردم از نبودن تو
کاش باز گردی شاید مرگ
جدیدی را تجربه کنم
بابک حادثه
آنان که عقل زن را ناقص می دانند پس
به من بگویند خودشان که محصول و زاده
موجودی کم عقل می باشند چه بهره ای از
عقل برده اند ؟؟؟ جهل را درک می کنم ولی
پافشاری بر جهل و نفهمی را هرگز .
بابک حادثه
هر گاه در قبال یک دقیقه
حرف زدن حداقل یک ساعت
در باب آن تفکر کردی و سپس
با تدبر حرف زدی ، تازه
می توانی ادعا کنی حرفهایت
شاید به درد دیگری بخورد
همین . در جهان نسبی هر گز
حکم قطعی صادر مکن
بابک حادثه
در هر موردی با تمرکز حرف
زدی بدان که به بالا بودن
دانش طرف مقابل
یقین داری
بابک حادثه
در هر موردی با تکبر حرف زدی
یقین کن که در آن مورد دانش
و آگاهی شما تا حدود زیادی
غلط است
بابک حادثه
در هر موردی با تعصب حرف زدی
یقین کن که در آن مورد هیچ گونه
دانش و آگاهی نداری .
بابک حادثه
چطوری بفهمیم حسی که به کسی داریم
و یا کسی به ما دارد عشق است ؟
خیلی ساده است اگر نتوانی هیچ مدلی
اون حس رو تعریف یا بیانش کنی
عشق است وگرنه خیر . بابک حادثه
پشت ویترین نگاهش نوشته بود
به دلیل تغییر یار همه عاشقانه های
این قلب حراج می شوند ، چه
حراج خونینی . بابک حادثه
بهترین آشنای تو : آگاهی
بهترین دوست تو : علم
بهترین رفیق تو : عقل
بهترین همراه تو : خِرَد
بهترین راهنمای تو : وجدان
و بهترین اعتبار تو : رفتار نیک است
بابک حادثه
بدترین آشنای تو : تنبلی
بدترین دوست تو : جهل
بدترین رفیق تو : حماقت
بدترین همراه تو : تعصب
بدترین راهنمای تو : بی رحمی
و بدترین اعتبار تو : خشونت است
بابک حادثه
کودکی را با نفرت طی می کنیم
تا به جوانی برسیم ، سپس
جوانی را در حسرت رسیدن به
میانسالی تباه می کنیم ، در
دوره میانسالی به انتظار پیری
و پختگی می نشینیم و در آخر
در دوران پیری در جستجوی
کودکی می میریم . افسوس
بابک حادثه
گوینده خوبی باشی
آشنایان زیادی میابی
.
شنونده خوبی باشی
دوستان تو بسیار شوند
.
گوینده و شنونده خوبی باشی
مدیر لایقی هستی
.
و اگر هیچ کدام نباشی
جنگجوی خوبی می شوی
.
در هر حالتی یقین کن
عالی هستی دوست من
.
بابک حادثه
لیلی شو و بگذار که
مجنون شوم ای دوست
.
حیف است که این عشق
بخشکد به رگ و پوست
بابک حادثه