ای جانِ جهان، با تَبِ جان آمدهای؟
بعد از شب عمر، سوی جان آمدهای؟
عمری گذراندیم به شوقِ نگهت
اکنون، به وداعِ دگران آمدهای؟
چشمم نگران بود که روزی برسی
اما نه چنین، نیمهجان آمدهای
این پیرهنِ خاک چرا بَر تَنِ توست؟
ای ماه! چرا سرد و گران آمدهای؟
نگذار...