سوار بر قطار نیمه شب زمان صدای چلک چلکش کهنگی خاطرات را به یادم می آورد من و تو .... این راه به لیسبون میرود ولی من آرام و ساکت در چشمانت سفر می کنم به سبزی نگاهت مثل زمانی که برای گشایش رمز گاو صندوقی تلاش می کنی نگاهم...