آخرین برگم و از شاخه جدا افتادم باکی از بادِ پریشانِ سرِ کوی تو نیست تُف بر این بخت و بر این حالِ بههمریختهام بعدِ من، هیچ دلی در پیِ گیسوی تو نیست فکرِ پرواز نباش، این قفس از جنسِ خودت بال اگر بود، به تاراجِ تبر میبردند ما که...
افتاده باش لیک نه چندان که همچو خاک پامال هر نبهره شوی از فروتنی