نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

نفهمیدیم، افسوسِ تو را ای مهربان، افسوس
ببین ماییم حالا بعد تو با یک جهان افسوس

ببین جاری‌ست هر شب در خروش اشکمان، اندوه
ببین مانده‌ست بی‌تو بر لبان سردمان، افسوس

کنارت چارفصل ما پر از عطر بهاران بود
تو رفتی و بهاران هم شده رنگ خزان، افسوس

شهادت را چشیدی جرعه‌جرعه بعد یارانت
به لب‌های تو بوده بعد هر داغِ گران، افسوس

به‌پا می‌کرد آتش در دل ما دیدن اشکت
نماز حاج قاسم بود و اشک بی‌امان، افسوس

دل ما با دل تو سوخت از داغ رئیسی، آه
پس از سیدحسن داریم بر لب همچنان، افسوس

نه تنها دست تو مجروح بود از جور بدخواهان
جراحت‌ها به قلبت بود از زخم زبان، افسوس

نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، آن روز
ولی امروز می‌فهمیم ما از عمق جان، افسوس

ZibaMatn.IR
(علیرضا عباسی)مازندران
ارسال شده توسط
شعر متن یوسف رحیمی
اشتراک‌گذاری
ارسال متن