حالا که این نامه را می...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن دلنوشته غمگین
- حالا که این نامه را می...
حالا که این نامه را مینویسم، زمین تو را در آغوش گرفته، اما هیچ خاکی نمیتواند مهربانیات را از قلب من جدا کند. تو خوب میدانستی چقدر دوستت داشتم؛ حتی وقتی نمیتوانستم درست بگویم، حتی وقتی سکوت میکردم. نگاهت همیشه حرف دل مرا میفهمید.
خانه بدون صدایت ساکت شده است. هنوز گوشهگوشهی زندگیام بوی تو را دارد؛ بوی آرامش، بوی دعا، بوی مادری. دلم میخواست یک بار دیگر دستهایت را ببوسم و بگویم اگر امروز چیزی از عشق و انسانیت در من هست، از توست.
مادر جان، رفتنت باورکردنی نیست. آدم فکر میکند مادر همیشه هست؛ مثل نفس کشیدن، مثل آسمان. اما حالا فهمیدهام بعضی دلتنگیها هیچوقت کوچک نمیشوند.
اگر امروز زیر خاک آرام گرفتهای، بدان قلبت هنوز اینجاست؛ در تپشهای من، در خاطراتم، در هر دعایی که میکنم. من با عشق تو بزرگ شدم و تا آخر عمرم با همان عشق زندگی خواهم کرد.
برایم دعا کن، همانطور که همیشه میکردی.
و مطمئن باش پسری که این نامه را مینویسد، هنوز همان کودکیست که تمام دنیا را در آغوش مادرش میدید.
دوستت دارم،