ای تو، که در پستوهای بیزمانیام
ردی از خویش نهادی و رفتی،
دلتنگیِ من
نام دیگرِ توست
در زبان ناخودآگاه.
در غیابت،
جهان خاموش، نه!
واژگون شد
پرندگان،
دیگر نه آواز؛ که خاطره میخوانند،
و شب،
نه برای خواب،
که برای بازخوانیِ نامت
فرود میآید بر شانهام
تو را نمیجویم...