متن عاشقانه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه غمگین
دلتنگ
که
باشی
همه ی
فصل ها
پاییزه.
"خنده تلخ"
نازنینا، بی توقلعه امیدم،آوارشد
بعد تو،دلم باغمهاتا ابدسازگارشد
قصه های شیرین،بی تو شد تلخ
روزگار، کمی هم به کام ما بچرخ
پاداش عشق پاک ما،تنهایی شد
وعده های دلخوشی ما،فردایی شد
غم وغصه، با وجودم شد عجین
هیچ درمانی،دردم رانداد تسکین
شدفصل پروازجوجه های نورسیده
چه کند بی...
عشق پنهان تو را در همین جاده محال دوست می دارم
میدانم که آغوشت نصیب من نخواهدشد
مجالم ده گلایه ای نیست مرا
همچنان بی بوس وبی کنار و بی آغوش دوستت می دارم.
دلت که گرفت،
برگرد،
جاده ی دلم
«دو طرفه »است.
دل
می کنم
از خود،
از تو
نمیشه.
دیگر منتظرت نبودم؛
تو مدتها بود که رفته بودی،
اما انگار تکهای از ذهنم هنوز میان خاطراتت جا مانده بود؛
همان تکهای که بعضی روزها، بیهوا دلتنگت میشد.
گاهی به گذشته برمیگشتم،
به روزهایی که دوستت داشتم،
و با خودم فکر میکردم چطور ممکن است کسی که روزی اینهمه برایم...
هزار بار فرو میریزم
در تقاطعِ این خیابانِ سرد؛
هر رهگذری که تنها شباهتی دارد،
تیرِ خلاص است
بر قلبی که هنوز
در هوایِ تو میتپد.
پُر شده جام امشبم
از غم لحظه های تو
قلبم
همیشه
می زند
امّا
برای تو
می تپد.
می رسیم به هم
روزی
ماهی
سالی...
اما
فقط
رد می شوم از کنارت
بی هیچ نگاه ....
هستی مبهم تو
برزخی
کشنده است ،
که
راه
پس و پیش را
بسته است.
خسته ام
و دل شکسته
از نگاه سردت
که
از دهن افتاد.
من قاصدکی تنها ،
کز کرده درون خویش،
یا دست نوازش کِش،
یا
بردار و به بادم ده.
پشت
لبخندت
قایم می شوم
تا گریه
رِزق شبانه ام نباشد.
سخت
می کوبد
کوبهٔ قلبت را
تا
در
بگشایی
به روی مسافری که
جز مِهرت
دینی
به گردن ندارد.
اگر چه
جز غم
مونسی ندارم
اما
هر صبح
گنجشکان
میهمان سفره ی دلتنگی ام می شوند.
با تمام جوهره ی وجودم در آغوشت می گیرم؛ و می گویم: تو جهانی از زیبایی برایم ساختی؛ بی آنکه خودت بدانی!
تو معنی عشق را در میان بی رحمی های دنیا به من آموختی؛ بی آنکه خودت بدانی!
تو به من احساس بخشیدی؛ بی آنکه از احساسم خبر داشته...
آن گاه که سیاهی دریای موهایت
روی صورتت موج میگیرند
شاید دلشان
برای دیدن چشم های شیرین عسلی ات،
وقتی خمیازه میکشی و
دستانت را به دهانت نزدیک میکنی
حتما تک تک انگشتانت
دلشان برای عطر نفس هایت،
و وقتی صحبت میکنی
حتما گوش هایت
دلشان برای دفتر خاطرات صدایت...
هــر گوشه ای
که می دَوَد چــشمانم
خالی است از تــو
خالی است از عشــق تــو
نــبودنت ریشه دوانــده است عــجیب
در ســرزمین قلبــم
افسوس !
که هیچگاه نخواهی فهمید
"تورا میخواهم"
لحظه وثانیه های خسته، رانمی خواهم
تاریکی شبُ، درهای بسته رانمی خواهم
غروب این پنجشنبه ها،میگیردآخرجانم را
دلتنگی روزهای بهم پیوسته رانمیخواهم
هوای دلم بارانیست ومیل به گریه دارم گریه پنهانی وبارانِ ناخواسته رانمیخواهم
درکلبه احزان،می لرزد تنم ازسرمای هجران
سرمای خزان و درهای نبسـته رانمیخواهم
من دنیای...
و آغاز نمودم روزی دوباره را بی تو
درد کشیدم ،زجر کشیدم اما تو رو ندیدم ،و به ناچار راهی کوچه ی خاطرات شدم با همان آهنگی که دوست داشتی با خاطره هامان گام برداشتم
از پشت پنجره چشمانم تو را در دور دستها نگریستم ،برایت دست تکان دادم ،اشک...
هرچه
آه
کشیدم
جمع شد
بیرون نیامد.
"عشق ماندگار"
عاشقم،در سرم آرزوی وصال یار دارم
ازمعشوق به یادگار،عشق ماندگاردارم
ازآن لعل لب شیرین،اندکی چشیدیم
معـتادم بر آن حـال،آرزوی تکـرار دارم
دیوارکشـیده اند میان من ومعـشوق
برای این دیوارسنگی،درددل بسیاردارم
گرنیست دربرم،اماخیالش بامن است
ازهمین خیالهاهم،خاطره بیشماردارم
کاش میماندبهار،فصل خزان نمیرسید
برای جوانه های یخ زده،باران بهاردارم
درفراقش...