انگشت به دهان مارهای افعی در اقیانوس بی کران عقرب های سیاه همراه غرب زدگی های کفتار .....
بگو برحواس کدام شب نشستی! که نستعلیق انگشتانم دویده بر زجری مشوش که از بلندای قامتت بیرون می زند مریم گمار
انگشتانی را میان موهایم میآفرید که من بیسپاسگزاری گریه کنم انگشتانی که ریتم شعرهای مرا آهسته میکرد