" پدر " برای تو مینویسم پدر... از دلتنگیهای دختری که هرچه بزرگتر شد، بیشتر فهمید هیچ مردی در دنیا شبیه شانههای امن تو آفریده نشده است... برای تو مینویسم برای تو که نامت در دهان من طعمی از دعا دارد، طعمی از نانِ گرم، از خستگی های نجیب، از...