پدر برای تو می...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن دلنوشته های هدی
- پدر برای تو می...
" پدر "
برای تو مینویسم پدر...
از دلتنگیهای دختری
که هرچه بزرگتر شد،
بیشتر فهمید
هیچ مردی در دنیا
شبیه شانههای امن تو آفریده نشده است...
برای تو مینویسم
برای تو که نامت
در دهان من
طعمی از دعا دارد،
طعمی از نانِ گرم،
از خستگی های نجیب،
از مردی که
تمام عمر
سقف شد
تا بر سر عزیزانش آوار نبارد...
پدر...
دوست داشتنت
شبیه دوست داشتنِ وطن است؛
مگر میشود
آدم
به خاکی که ریشهاش در آن مانده
بیتفاوت باشد؟
تو
آرامترین تکیهگاه جهان بودی
و من
هر بار که از دنیا شکست میخوردم
فقط کافی بود
صدایت کنم
تا بغضم
راه خانه را پیدا کند...
چه کسی گفته
قهرمان ها
در قِصهها زندگی میکنند؟
من
قهرمانی را دیدهام
که با دست های خسته
لبخند میساخت،
غُصهها را پنهان میکرد،
و شب ها
با هزار فکر نانوشته میخوابید
تا صبح
ما بیدغدغه بیدار شویم...
پدر...
تو را
چگونه باید دوست داشت
که حقِ این همه مِهر ادا شود؟
با کدام واژه میشود
از مردی نوشت
که دلش دریا بود
اما
ترجیح میداد
سکوت کند
تا مبادا
موجی به دل خانوادهاش بیفتد؟
من از تو
امنیت را یاد گرفتم،
از تو
صبوری را،
از تو
شرافت را،
و از نگاهت فهمیدم
گاهی بزرگترین عشق ها
بلند گفته نمیشوند،
فقط
آهسته
عمرشان را
خرجِ آدم ها میکنند...
پدر...
اگر بهشت
آغوشی روی زمین داشته باشد،
بیگمان
همان لحظهای ست
که دختر
خستگی دنیا را
روی شانه های پدرش گریه میکند...
امروز
روز توست
روز مردی
که شاید کمتر از او گفتهاند
اما
بیشتر از همه
دوست داشته است...
برای تو مینویسم پدر...
برای تو که
نبض آرام خانهای،
دعای بیادعای مادری،
و اقتدار مهربان روزگاری...
خدا
برای ساختن دلِ تو
حتما
از جنسِ صبر
و از نورِ غیرت
چیزی فراتر آفریده است
که هر کس
یک بار
به تو تکیه داده باشد
تا آخر عمر
معنای امنیت را فراموش نمیکند...
پدرم...
اگر تمام شهر
امروز
زیباترین واژههایش را
پیش پای پدرانش بریزد،
باز هم
حق تو
بیشتر از تمام شعرهای دنیاست...
تو
همان دعایی
که خدا
در هیئتِ یک مرد
به زندگی من فرستاد...
روزت مبارک پدر
و کاش همه دختران جهان
این نعمتِ بزرگ را
تا همیشه
در آغوش روزگار داشته باشند...