متن شایسته مهرانفر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شایسته مهرانفر
تو توانی گذر از من ،نتوانم گذر از تو
چه بد آن روزی است آن دم ،نکنم من گذر از تو
من تو تکرار کنم یا که تو تکرار مرا
که چنان وصل شدم از بر دل ،بهر فنا
دلبرا چشمت بسوزاند دل بیچاره ام
بس که آتش دارد این چشمان بی احساس تو
شماتت کردی و گفتی ،که دست از این سر دیوانه ام بردار
مرا با سر چه کاری اَست ،بدانی یا ندانی ،چشمهایت کارمان را ساخت
آخر این انصاف دوران است ،
که چون یک دم ببینم چشمهایت
ولی یک عمر در فکرش بمانم
دیدگان دیدی ندارد از برای دیدنت
دید من دزدیدی و باز نمیبینی که من میبینمت