متن عاشقانه کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه کوتاه
از نگاه پنجره
شعر می ریزد
تا امتداد کوچه ،
آنجا
که مرز ماندن و رفتن تو بود .
دل
بَردار
تا
دل
بَری
با دلبری
از دلبر .
دلم
بادبادکی نخ بریده و رهاست
که
باد می رقصاندش
تا دل کودکانه ی تو را ببرد.
خیالت جمع
من
تو را
با هیچ کس
تقسیم نمی کنم...
برایت
نمی نویسم
می ترسم
به دست غیر بیفتد
و
بفهمد
مرز دوست داشتنم را ....
فردا
دیر
است
امروز
سراغم را بگیر
چون ماهی
بی آب میمیرد
و
من بی تو...
هرچه دارم
مال تو
جز
قلبم
آن را کادو کرده ام
برای تولدت.
عمریست
که
دل
گیر تو باشد
می ترسم
از آن لحظه
که
دلگیر تو باشد.
آنان که رفتند
بُردند
و
آنان که ماندند
روزی هزار مرتبه مُردند.
چون من....
هیچ چیز
ارزش
وقت گذاشتن ندارد
جز
تو...
اگر
نبض باران
در دستان تو نیست
چرا بعد رفتنت
باران
می گیرد.
در من
پیچیده است
صدای
زنی
که نامش را از یاد برده ام
ولی « مادر » صدایش می کنم.
وقتی گرسنه می شوم
سیر می گریم
به یاد خنده هایت .
رفتی
و جا ماند
رد پایت
روی برفی که دوریت
بر موهایم نشاند.
آمدنت را
باد
فریاد می زند
و
فریاد را
«سکوت »
عاشقانه بر دوش شب
می بارد.
به دندان می کشم
عشق را
تا کلاغ روزگار
جوجه هایش را پرپر نکند
پرسید :
بعد من
با کی
درد دل می کنی
گفتم :
با خیالت .
در هوایت
می شمارم
نفس هایم را
که به شماره افتاده است.
در سایه ی درخت
با شاخه های بید
رؤیا می بافم
برای پرنده .
بی خیالم
که
چای دم بکشد
شاید امروز
سر برسد
آن عزیزی که برده ام از یادم
بهار و صبح
هر دو
در دلم شروع تازه ی حقیقت است
که عشق،گل کند
کناره پنجره
با سلام تو
گنجشک ها
برایِ آمدنِ خورشید
پای کوبی نمیکنند
میانِ این همه سیاهی،
امید
نورِ آزادیست.
تو نباشی
جانم تنهاست
عشق بی معناست
و چشمم موّاج ترین دریاست