رسد زمانی که دلها از غمِ دنیا آب شود دلِ مؤمن میانِ فتنهها خوار شود منکر ببیند و دستش به تغییرش نرسد دلش چو شمعِ تنها در دلِ شب آب شود نه راهِ گفتنش ماند، نه تابِ خاموشی ز سنگینیِ این اندوه، جانش آب شود میانِ خلق، آهسته قدم بردارد...