متن گوران رسول
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات گوران رسول
از بهشت رانده شدم و
دروازههای جهنم را نیز، بر رویم بستند!
آه، از این بدبختی!
باید دوباره به زمین برگردم.
زندانهایم روز به روز بزرگتر شدند
ابتدا، شکم مادرم،
بعدن قنداق و گهوارهام
سپس شبح دیوارها و
اکنون، کرهی زمین!
آدمیزاد،
ترسناک است!
حتا در عکسهایشان...
ماهی در مشتی آب هم زنده میماند
ولی ما در این زمین پهناور
با این همه وسعت
برای خودمان مرز و حدود ساختهایم
و رودخانههایی از خون جاری ساختیم
دریاها را پر از زباله و پسماندهها کردیم
و با اینکه ملیونها لیوان آب داریم،
نتوانستیم همچون ماهی زندگی کنیم.
بیزارم از بهشت،
آدمی نیز در آنجا هست!