آه، از رفیقای نیمه راه آه، از دشت بی گل وگیاه آه، از تنهایی های شبانگاه آه، از گریه های گاه وبیگاه من،دلگیرم از رفیق های نیمه راه بیزارم،از دشت بی گل و گیاه خسته ام،از تنهایی شبانگاه لبریزم،از گریه های گاه وبیگاه آه،از چشم های مانده به راه آه،از...
نیمه های راه دیدم نارفیقی می کنند ترکشان کردم، شده نامم رفیق نیمه راه