من مدیون غمی هستم که از جانم گذر کرده مدیون زخمهایی که مرا از نو سحر کرده مدیون دردهای سخت و بغضی در گلو مانده که خاکستر نشد در من، که آتش شعلهور کرده اگر آسان، رهی بودم به مقصد بیشتاب و غم کجا این بال و پر، روحم به...