به چمنزار بیا به چمنزار بزرگ و صدایم کن ، از پشت نفس های گل ابریشم همچنان آهو که جفتش را پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند و کبوترهای معصوم از بلندی برج سپید خود به زمین می نگرند.
زمین مثل یه سیگاره که چند تا پک ازش مونده مسافر خونه ای تاریک پر از مهمون ناخونده
نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است اما یک طرف سودای بلبل یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد…