متن باران
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات باران
✍️ justfor5436
این شهر خاک خورده، باران کم دارد
شلوغ است اما،همهمه ای از عشق کم دارد
بگویید به مردم،وا کنند پنجره دل
این اتاق تاریک، معجزه ای از نور کم دارد
آه ای زمین خسته از آتش و خون
تنها آغوش یک باران ساده
زخمهای کهنهی تو را
مرهم است...
تو را پراکنده
در عطر یاس های بنفش
به سرخی توت فرنگی های پر وسوسه
به وقت آخرین لبخند اقاقیا
می سپارم به افسون بهار
رگبار تندی زودگذر
به تماشای قطراتِ معلق که میبارند
چشم بدوزی کافیست
تا به خاطر آوری
تو نه یک عابرِ خاموش
که وارثِ خورشیدی.
دستهای تو
انگار قرار است
پشت این پردهی نمناکِ مداوم
خیمهای از طلا بر پا کند.
پس
وقتی باران میزند بر شانههای شهر
فراموش نکن
تو کسی هستی که...
ستاره در تحمل شب
رخشندهی بی بدیل آسمان است و دریا
طلایهدار فروزندگان روشنایی
و سروش نسیم و بوسه و نور
همسرایی ما
برعهده باران است و کبوتر
در کوچهی ما شبی قدم زد باران
بر پنجرههای بسته هم زد باران
آهسته شنید مرد غمگینی گفت
بدجور قرار را بههم زد، باران
باران آمد
و خاک
بوی خودش را به یاد آورد..
در زندگی باران نباش!
که فکر کنند خودت را با منت به شیشه میکوبی؛
ابر باش تا منتظرت باشند که بیایی:)🤍
باران میبارد.
کفش کهنه پوشیدهام. رفتهام توی کوچه.
چتر ندارم. خیس میشوم. مهم نیست.
بوی خاک خیس، بوی اول #دنیاست.
قطره روی برگ، قطره روی صورت. میخندم.
نه برای کسی. برای خودم.
آدم گاهی نیاز دارد خیس سادهترین باران بشود.
بدون فکر فردا. بدون حسرت دیروز. فقط باران. فقط من....
باران که آمد
پیراهن گلدارت را بپوش
چند وقت است دل
هوس بهار کرده است
دلم باران می خواهد
کاش ببارد
آبادی به آبادی
ویران است
دل ما آدم ها
باران باش و ببار
مپرس کاسه های خالی از آن کیست . . .
باران بوسه های بی امان خدا بر تن های تنهاست
ناگهانی
تندِ تند
بی مکث
بازیگوشانه
و لرزه های ریز
تا سیرابت کند
دور نیست که در پناه هم
زمزمهی ظریف باران را
بیاموزیم
و عاشقانههای نور را
و سرشت پروانگان خورشیدطلب...
✍️justfor5436
باران خطِ بریلِ خداست بر دفترِ پشت بام
اگر روی دنیا چشم ببندیم و
با روشنی دل، بخوانیمش....
دلم باران
دلم دریا
دلم لبخند ماهی ها
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور
دلم بوی خوش بابونه
می خواهد...
دلم یک باغ پر نارنج
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ
صبح شالیزار
دلم صبحی ،سلامی،
بوسه ای ،عشقی، نسیمی
عطر لبخندی
نوای دلکش تار و کمانچه
از مسیری...
محبوب من
باران که میبارد
زمین از تو حرف میزند
بوی خاک
بوی دلتنگی من است.
کویر حتی
خاطرهی باران را هم
از یاد برده است
نشانیت را می گردم در سکوت صبح بارانی
ذرقت فی حلمی لیلة وجهک قمر ایامی ...
طنین آشنای برف و باران
ببین اکنون صدای برف و باران
هوای یک قرار عاشقانه است
میان خنده های برف و باران
کسی که عاشق باران است و
چتر بر سر میگیرد،
چون کسیست که
پنبه در گوش خود فرو کرده
تا به موسیقی گوش بدهد...
بی رحم ترین قطعه پائیز چنین است
باران ببارد، شعر بسازد اما تو نباشی ...