تو بگو، مهربانی کجاست؟! تا ترانهی ندامت و پشیمانیام از زندگانی، از شعر و از همهی گذشته و پیشینهام را برایش بنویسم.
کوچهی شما، نه پایانی دارد و نه آغازی! کوچهی شما، نه به دوزخ راه دارد و نه دست کمی از بهشت...