من عابرِ تنهایِ کوچه پس کوچه هایِ دلتنگی ام در پیِ نشانی از تو ،،، تمامِ شهر را قدم میزنم . نیستی ! اما ،،، به دلم قول داده ام که تو ،،، روزی خواهی آمد و بهار را به باغِ خزان زده ی دیدگانم خواهی آورد !