متن فاطمه داوری
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات فاطمه داوری
جلوه آینه رویت ،همچو روی خوبان..
چون آفتاب خورشید از شرق فروزان...!
آسمانت آبی و گاهی ابریست ...
چون موج دریا ،آرام و گاهی توفان..
اربعین شد و به سوی حرم عاشقانه سر زدم....
خون خوردم،اشک ریختم بر دلم خنجر زدم...
با یاد حسین ،مجنون شدم و ز جسم خود
عاشقانه سوی، مولا حسینم،پر زدم..
:))🕊
آمدم با اشک ،سوز دل و انتظار ....
خداوندا،خواهشا من را به خود وا مگذار!
شرمگینم ز هر گناهی،و این کردار !
خداوندا،توبه را پذیرایی گناه را بردار:)
یار من از تمامی یار ها بهتر است
چهره اش چون خورشید و ماه برتر است
یار من وقتی می گرید،از درون
زلف او پریشان تر و چشمانش تراست
یار من، مهربان چون صوفی بی ریاست
حتی مهربان تر از پدر یا مادر است
نام او در تمامی زبان ها...