کاسه مشک من انقدر که غزل گفت شکست کاسه مشک من آن روز تو را دید و شکست کاسه مشک من انقدر پی تو بود و دوید که خودش گفت که من بشکنم و خوب شکست کاسه ی چشم من این بار ، تو را دید و شکست چه شکن...