بوی بادام داشت قالیچهٔ مادربزرگم. انگار در هر رج که گره میزد، خاطرهای در تار و پود قالی جا میگذاشت. هر رج، یک سال؛ هر گره، یک بادام؛ و تمام قالیچه، بوی دستهای او.