قصدِ جان ها کند آن سخت دلِ سخته کمان...
اندیشه ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من
خویِ من کِی خوش شود بی رویِ خوبت ای نگار؟
خورانمت میِ جان تا دگر تو غم نخوری ...
هر مردمکش را فلکی می بینم
به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم
سوگند به نامت که تو آرامِ منی ...
در این برف آن لبان او ببوسیم..️ ڪه دل را تازه دارد برف و شڪر
. بمیرم در وفای تو که تو درمان درمانی ... ️️️
چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست
گر غایبی ز دل ، تو در این دل چه می کنی ..
تو مرا جان بقایی که دهی جام حیاتم.. ️️️
. من سراپا همه یک جلوه ای از عشق توام عشق را جز تو ندیدم به سراپای کسی ! ️️️
. مرا چه جای دل باشد چو دل گشته ست جای تو ️️️
چون ماتِ توام دگر چه بازم..؟
. محو چشمان تو بودم که به دام افتادم... ️️️
چون عشق به جان رسد، ز جان بگریزد
عید نمیدهد فرح! بی_نظر_هلال_تو...
. نخواهم عمر فانی را ، تویی عمر عزیز من ...
چه دانستم که این سودا، مرا زین سان کند مجنون ...
عالم اگر بر هم رَوَد، عشق تو را بادا بقا
. من نروم ز ڪوی تو تا ڪه شوم فنای تو
. خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما... ️️️
با تو هر جزو جهان باغچه و بستان است..