متن نوشته های پویا شارقی بروجنی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های پویا شارقی بروجنی
همه آرزوهاو رویا ها را زندگی خواهم کرد
چو هنرپیشه شاد از فیلمی هندی
پر ز نور و رنگ و خوشبختی ها
از تمام بدی و زشتی ها، انتقام میگیرم
تلخی آخر هر قصه باز فقط از ایران است
تلخی بی پایان یا یکی پایان تلخ فقط از ایران است...
یلدا تنها یک نقطه بود در دل سیاهش
اگر چه چونان زغال میسوزاند
ولی روسیاهی فقط بر دستان خودش ماند
از خمیر چکیده در کف تنور هوس اش بپرسید
یکبارگی کرد و
دوست مانده در دستش را زمین گذاشت
در. بهانه معجزت کرد
و در الایش چیرگی
ورنه دو روزی مانده بود تا اتمام
کفگیر تحملش گوی بر ته دیگ ساییده شد
انکس که جلوه رفاقتش قدیس خدایان بود
ما و دورخیان خیره ماندیم
که کدامین مجرم را نادانسته...
دقت کرده ای که تمام نبودنت
با بود من معاصر است؟
دقت کرده ای که هر بار سر میروم
از حوصله فراموشی تو؟
دقت کرده که دیگر دست دلم میلرزد؟
ولی سردم نیست که با عشق تو گُر میگیرم؟
بازیگوشی میکنی و من حتی
شادی بادیگرانت راهم جشن میگیرم
مستانه...
هوای روزمرگیم چون آبانی ست
که در کوچهای، بی نیتی مخربی
غریبانه به حال محزونی قدم میزند
و پس پشت آمدنش برگ های خوشبختی
یکی یکی پیچ و تاب کنان به زمین میریزند
بی صدایی که متوجه کنند آبان نا آگاه را
بی کششی که مجذوبم شود کوچه ای
یا...