ما از عروسک کمتریم. آنها مُرده بودند و زندگی می کردند؛ ما زندگی می کنیم و مُرده ایم
هرچند مردهایم و راه میرویم، بیواژهایم و حرف میزنیم... اما به آدمهای بیرونِ این مهِ غلیظ و به چشمهای نگران بگویید؛ نگرانِ ما نباشند، خوبیم...