بیمنظره... مثل گلدان بدون گل روی میز، استکان بدون چای کنار سماور، ساعتی که عقربه ندارد و دری فاقد دستگیره؛ هرجا و هرچیز را نگاه میکنم پر است از بلااستفاده بودن؛ لبریز از نقص؛ تهی از حیات. مثل من بدون تو، که به هیچ کار نمیآید.
نشستم پای هر بی ریشه ای، از پای افتادم به گلدانِ بدونِ گل نباید آب می دادم