ای دریغا که شٖب آمد همه گشتیم جدا... خنک آن را که به شب یار و رفیقست خدا...
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار زندگی نیست بجز دیدن یار زندگی نیست بجز عشق بجز حرف محبت به کس وَر نه هر خار و خسی زندگی کرده بسی