ترنم باران
شعر و متن ادبی
دیشب که شعرم راانشا می نمودم
از آن دو لبها واژه املا می نمودم
دوچشم ودو ابرو دو نارنگی زیبا
با جدول ضربم دو دوتا می نمودم
خندیدن تو مزه ی خوبی دارد
شیرینی آبنبات چوبی دارد
بایدچه کنم که توبخندی گل من
شادی تو گرمای جنوبی دارد
ای برف بیا عروس کن ایران را
پاکیزه نما هوای این تهران را
یکریز بریز و استراحت منما
خوشبخت نما مردم این سامان را
ای برف بیا به سینه ی کوه نشین
بر روی وطن که دارد اندوه نشین
کن شاد تمام مردم ایران را
ای برف بیا زیاد و انبوه نشین
آن خنده های از ته ته دلت یاد
آن اشک ها کامد زچشم خوشگلت یاد
هرگز نگفتی دوستم داری ویانه
آن قد رعنا ، روی زیبا وگلت یاد