شعر عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر عاشقانه
justfor5436
آسمان دل را محبوس کرده ام در تابوت
مثل یک مومیایی
روزی این بیکران اسیر، دل نام داشت قبل از اینکه تو بیایی
نداشت هیچ دردی بجز سوختن، آنهم در کنار تو
سوخت بینوا از نسوختن، نه گلایه ای کرد نه ادعایی
"همسایهٔ بیسایه"
تو
نزدیکترین غریبهای بودی
که به من رسید؛
آنقدر نزدیک
که نبودنت
از دیوارِ اتاق
پیدا بود.
من
به سمتِ تو پیر شدم
و تو
به سمتِ دیگری
جوان ماندی.
چه بیصدا
عشق
از میانِ ما عبور کرد؛
مثل قطاری
که ایستگاه را
اشتباه گرفته باشد.
من ماندم...
صدیقه جُر
محبوب من.
آفتـاب را به مـن بسپـار
و فـرداها را به
دسـتهایم
براے تـو و براے
دوسـت داشتنت
همیشه صبـح
را آب و جارو میکنم
تا دیگر بارِ تو را می بینم
مثلِ هر بارِ دیگر غمگینم
کی شود بار دیگر باز آیی
من از آن خالِ لبت گل چینم
قدر هر ثانیه را میدانم
قدر آن لحظه که نزدم بینم
چقدر مست و سرِ حالم من
با همه تلخ با تو ولی شیرینم
ثانیه...
دوست داشتن، بازی از کودکیست
عاشقی ارزنده تر از زینتیست
عاشقی درمانِ بی درمانیست
که شکست دادن درآن اهریمنیست
گر شکست دادی، خودت اهریمنی
گر شکست خوردی، ارزنده تری
تو برایم ارزنده تر از زینتی
تو خودت فرمانده قلب منی
آری، در دلم نام تو بودوهست
نام تو ذکر تنهایمم بودوبس
گر طبیبان همه مانده بودن بی دوا
نام تو درمان دردانم بودوبس
تورا خواهم ،نه کم ،اندازه جانم
به جانم من تورا خواهم کنارم
آرزویم گشته ای از دل و جانم
نیایید هیچکسی جز تو به یادم
نبینم غم دلت داری ،خزانی
خزان گردم، مگر من را نداری
درسرت پیکار جنگ برداشتی
خود را همچو اهریمن انکاشتی
دل را دشمن خود پنداشتی
صبر را میان راه بگذاشتی
در دلم صبری عظیم خواهم نمود
شعرهایی در وصف تو خواهم سرود
اشکهایی در دلم آمد فرود
این دلم بیتو شده پیرو خمود
عشق همچو تیری در دلم شد رهنمود
کاش...
درمیان قلب من جای تو هست
هر گلایه قلب من را میشکست
غرورم راه اشکم را نیمه بست
برهوای دیدنش گاه مینشست
درمیان آداک شد مستِ مست
به امید که دلش آرد به دست
هرچه از عشقم گویم باز کم است
ای که زندانبان قلبم گشته ای
از زندانی بپرس گم گشته ای؟
این همه عشق و علاقه واقعیست؟
یا که افسون شده شاه و پریست؟
از خودش خواهی شنید افسانه است
بی شک از عشق خودت درمانده است
این چه دردیست که درمانش تویی
گفته حتما که خود زندانش کنی...
کار دل چیست
عده ای گویند پخش خون است و بس
عده ای گویند همین کار هم بس است
عدهای گویند برای سنگ شدن
یا که لحظه غفلت ز خواب بیدارشدن
عده ای گویند دشمن منطق است
باعث کافر شدن هر بنده است
عده ای گویند که رسوا میکند
در...
از زمانی بر زمانی امدی
راز دل گشتی، نهانی امدی
زبهر بودم، به دریا امدی
وصف تو گفتا که مهتاب آمدی
عاشقت گشتم که تنها آمدی
آرزو کردم که بر خواب آمدی
شاه دل گشتی که با ما آمدی
قسمتم بود،که چو لیلی آمدی
تو از من بودی که بر...
به سرم میزند گاهی
به خلوت شبانگاهی
به آغوش پر از مهرت
به چشمان پر از عشقت
به گرمای نفس هایت
شوم مست و شوم خالی
که از معنی شوم عاری
به عشقت شوم محتاج
که امشب را رویم معراج
که دل را کنی همراهی
به راه آوری از گم...
هر دم و هر لحظه در یاد منی
عشق من ، ماه غزل خوان منی
هر هوا و هر نفس یار منی
تو خودت صاحب زندان منی
تو خودت دانی که لیلی منی
همه گویند که تو پرستار منی
من همان دیوانه شهریار توم
اما تو باز همان دلبر و...
"خونتایِ عشق¹"
نیمهشب بود
که تو
بیصدا وارد شدی.
نه صدای گلولهای،
نه آژیرِ شهری،
نه سربازی
که خیابان را ببندد.
فقط
درِ قلبم
آرام باز شد
و بعد
دیگر هیچکس
نتوانست
آن را پس بگیرد.
صبح که شد
دیدم
تمامِ فرماندهانِ عقل
کنار رفتهاند؛
عکسهای ِ شان
از دیوار...
روبروی خانهی ما
درخت سیبیست و
روبروی خانهی آنها
باغچهای پر از گل نسرین...
مگر مرزهای بهشت اینچنین نیست؟!
چــشمانِ اقـاقی چه فریبا شده امروز
لبخــندِ گلِ ســرخ چه زیبا شده امروز
از پـــرتوِ عـــشقت که دَمِ صبح دمیده
هر گوشه ی دل هلهله برپا شده امروز
شب برای ماه
ماه برای ماهیان حوض
من برای تو
شعر عاشقانه سِرو می کنم.
مرا به ییلاقِ آغوشت ،
به آبادیِ نگاهت ،
نه اصلا بِبَر
به دریای دلت ،،،
می خواهم غرق شوم در
امواجِ عشقت ...!
دفتر کهنه ی عشق ورق خورد ،
زیر تلی از خاکستر خاطرات ،
آتش پنهان عشق شعله کشید و
قاصد عشق چشمک زد ،،،
احساس خندید ،
در تلاقی دو نگاه ...!
انتظار
زیباترین
غزل عاشقانه است
وقتی
بیت الغزلش
چشمان معصوم تو باشد....
گــلِ بــــــاغِ انــــارم با تـــــو عشقم
نـســــیم ســـــبـزه زارم با تو عشقم
بیا صبح است و با صـد ناز و عشوه
پر از شـــور ســـه تــارم با تو عشقم
منــتظرم
تا تـــو هم
همراه شــهریور
ته تغاری تابســتان را می گویم
همان دخــترک زیبا
که با خــنکای نســیم
و گرمای آفتــاب
میان تاکســتان و انارسـتان ها می رقصد
با چشمانی مســت
و یک سبد انجیر و انگورهای سبز و سرخ
بیایی