با چمدانی خالی در سکوی انتظار ایستاده است. قطارها نامشان را به ریلهای زنگزده سپردهاند. من هنوز یک جرقه در جیب بارانیام پنهان کردهام برای وقتی که تمام لامپهای جهان اعتصاب کنند. شاید همین کافی باشد تا شب دست از تکرار بردارد
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.