یه زمانی بود که دنیا رو...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

یه زمانی بود که دنیا رو واضح می دیدم.نه با چشمام؛ با یه جور سادگی خام...با یه باور احمقانه که فکر می کردم هیچ کس نمی تونه بخش های اساسی وجود آدمو لمس کنه...فکر می کردم چیزی به اسم خراب شدن روح فقط تو کتاباس...تو شعرا...تو قصه هایی که آدم به خاطرشون بغض می کنه و میگه:《لعنتی!چه اغراق قشنگی!》...اما حقیقت، حقیقت اصلا رویایی نیست.حقیقت بی رحمه، بی تشبیه، بی جمله های قشنگ، مثل سنگ می مونه...
حقیقت اینه که روح آدم نه با یه ضربه نه با یه حادثه؛ بلکه آروم آروم، لایه به لایه از هم جدا میشه...هیچ کس نمی فهمه از کجا شروع شد؛ هیچ کس نمی پرسه کی تموم شد. فقط یه روز بیدار می شی و می بینی بخشی از خودتو جا گذاشتی، یه جایی که دیگه هیچ وقت دستت بهش نمی رسه...

Bookiseverything
ZibaMatn.IR
Book is every thing
ارسال شده توسط
ارسال متن