دیر آمدی آمدی باز آتش عشق...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار داود مهرجو
- دیر آمدی آمدی باز آتش عشق...
امتیاز دهید
4 امتیاز از 1 رای
دیر آمدی
آمدی باز آتش عشق مرا روشن کنی،دیر آمدی
خاطرات سالها تنهاییم درمان کنی،دیر آمدی
بوی آن عطر دل انگیزت برایم رغبتی دیرینه داشت
آمدی با ناز دل قلبم به فرمانت کنی دیر آمدی
شور و شادی بعد مرگ عاشقان مرهم نباشد بی گمان
آمدی بازیچه گردانی دل غمدیده ام دیر امدی
سالها از آن بهار و شور و حال نوجوانی رفته است
گرد پیری بر جبینم خودنمایی میکند دیر آمدی
رنج بیهوده نمودی تا رود نامهربانی از دلم
آمدی با ناز دل قلبم به فرمانت کنی دیر آمدی
ای عزیز رفته از دل چون غبار از دیده ام بیرون برو
داره میسوزد تنِ مجروح آهیر این زمان دیر آمدی
داود مهرجو(آهیر)
ZibaMatn.IR