متن امیر کلماتی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات امیر کلماتی
بر سرِ صبرم خدا،آیا تو شرطی بستهای؟
یا که در من یادِ یعقوب نبی ام کردهای!
گمانم من، دلیلی دارد این دلگیریِ مردم
ندارند دفترِ انشای خود را، اکثر مردم
همه، از ازدحام درد می خندند
خدا هم گمشده، در خندهی مردم
کسی از درد خود، چیزی نمیگوید به همسایه
به جز تحقیر نمی روید، دگر چیزی در اندیشه
زمین در دایِرِه چرخید و ما را،...
امیر حسین کلماتی پور 📗🤍
گفته بودم لااقل شب های قبل از امتحان
بر دو چشمت عینکی مشکی و یا رنگی بزن
در سوالِ اول و دوم الی تا پنجمین
من مدادم روی میز و ذهن من، چشم تو بود
گفته بودم سربه زیرم، گفتهای اثبات کن
کفش هایت را عوض کردی،تورا نشناختم