متن امیر حسین کلماتی پور
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات امیر حسین کلماتی پور
روی کتاب درسی ام امضای من در دور اسمت
دارد شهادت میدهد اوج وفاداری من را
حکایت الاغِ عزیز:
مردی شبی خوابی دید؛
خوابی که بویِ مرگ میداد.
صبح، با دلِ لرزان رفت سراغ معبّر.
پیرمرد معبّر چشم بست، چیزی زیر لب زمزمه کرد و گفت:
«عزیزترینِ زندگیات از تو گرفته خواهد شد.»
ترس مانند سایهای در جان مرد افتاد.
فکرش میان صورتِ پدر، صدایِ مادر،...
گمانم من، دلیلی دارد این دلگیریِ مردم
ندارند دفترِ انشای خود را، اکثر مردم
همه، از ازدحام درد می خندند
خدا هم گمشده، در خندهی مردم
کسی از درد خود، چیزی نمیگوید به همسایه
به جز تحقیر نمی روید، دگر چیزی در اندیشه
زمین در دایِرِه چرخید و ما را،...
امیر حسین کلماتی پور💜😊
از زمانی که در ایران شده است قند، گران
چایی ام با لَبِ تو! طعم عسل می گیرد
امیر حسین کلماتی پور😅🤎
صاحبِ خانه به روی عرق پنجرهها
اول اسمِ غریبهای ، نگارش کرده
صاحِبِ خانه همانا، غذایش سوخته؟
دهن پنجره تا نصفهی شب، وا مانده!